ظاهراً نمایندگان محترم از وزارت آموزش‌وپرورش انتظاراتی فراتر از اختیارات و مقدورات آن دارند. متأسفانه اغلب بندهای استیضاح سوالاتی است که باید افکار عمومی و وزیر آموزش‌وپرورش از نمایندگان محترم بپرسند، زیرا این سؤالات و بندهای استیضاح، در واقع استیضاح خود نمایندگان و مجلس است. ولی ظاهراً برخی از نمایندگان ناکارآمدی و ناتوانی خود را برای پشتیبانی از آموزش‌وپرورش، به گردن وزیر آموزش‌وپرورش و وزارتخانه می اندازند و به نوعی فرار به جلو داشته و به اصطلاح توپ را در زمین آموزش‌وپرورش پرتاب میکنند. افکار عمومی و مسئولان آموزش‌وپرورش از نمایندگان محترم خواهند پرسید وقتی که نزدیک به 99 درصد اعتبارات تخصیصی به آموزش‌وپرورش صرف حقوق و دستمزد می شود. واقعاً سایر هزینه های مدارس مانند آب و برق و گاز و تلفن و هزینه های جاری آن از کجا تأمین شود؟ اگر مردم مشارکت نداشته باشند و به مدارس کمک نکنند چگونه اداره مدارس ممکن است؟ و وقتی وزارت آموزش‌وپرورش با برخی تمهیدات قانونی سعی در تخفیف این فشارها به مدارس و توجه حدأقلی به کیفیت آموزشی و فوق برنامه دارد به اتهام تخطی از اصل 30 قانون اساسی و خود گردانی مدارس متهم می شود؟!!

با توجه به مطالب گفته شده لازم است به نمایندگان محترم توصیه شود تا یک بار دیگر بندهای استیضاح را مرور کنند و در ترازوی انصاف و عدالت از خودشان بپرسند که خودشان چه نقشی درباره رفع هر یک از مشکلات این بندها داشته و یا می‌توانند داشته باشند، آیا حمایت و پشتیبانی از آموزش‌وپرورش در شرایط فعلی و ارتقای تعلیم و تربیت کشور با استیضاح و فشار به وزیر آموزش‌وپرورش ممکن است یا به تلاش و حمایت آن‌ها برای جلب و جذب منابع در چارچوب مقدورات و امکانات کشور بستگی دارد.