سوگنامه ای در رثای استاد علی اکبر پرورش ،مردی از جنس دانایی
بامداد جمعه ششم دی ماه نود و دو استاد علی اکبر پرورش پس از تحمل روزهای مدیدی درد و رنج حاکی از بیماری جسمی با دنیا و مافیهای آن وداع و گام در مسیر تکامل زندگی جاودانه خویش در دنیای باقی نهاد. هنوز زمان زیادی از دیدارم با او در بیمارستان شهید صدوقی اصفهان سپری نشده بود که خبر رحلتش را دریافت کردم. خبر و در پی آن فقدانی جانکاه ... دنیایی که در آن زندگی می کنیم چون دریایی است که آرامش آن قابل اعتماد نیست و هر لحظه نا آرامی و بیقراری تازه ای را برای انسان به همراه می آورد. در میان همه این امواج ناآرام، سهمناک ترین آن وداع با عزیزانی است که باورمان نمی شود بسرعت اتفاق می افتد. اما در مقابل این حقیقت مسلم ناتوانی مان بیش از هر چیز فرسوده امان می کند. در این میان و با این درد درون سوز ، دلخوش به این هستم که استاد پرورش تا بود ، کمر همت و خدمت به تعلیم و تربیت بست و بسیاری از داشته های امروزمان را مدیون او هستیم. اینها باقیات و صالحات و صدقات جاریه ای است که بر جای گذاشت تا به ما یاد بدهد ما هم در انجام وظایفمان کوتاهی نکنیم. رحلت او مایه تاثر و تاسف است اما در مقابل اراده خداوندی سر تعظیم فرود می آوریم . خانواده داغدارش می دانند جامعه بزرگ فرهنگیان کشور به شایستگی خدمات او را پاس خواهند داشت . روحش شاد و روانش ارام .